تبليغاتX
سایت رسمی گروه کوهنوردی البرز قم - گزارش برنامه­ی کوهپیمایی فردو به کرمجگان ۲۴/۸/۱۳۸۷

سایت رسمی گروه کوهنوردی البرز قم

Alborz Mountaineering Group

گزارش برنامه­ی کوهپیمایی فردو به کرمجگان ۲۴/۸/۱۳۸۷



.... با مسئول روابط­عمومی گروه صحبت کردم و برنامه­ی گروه را از ایشان خواستم به من فرمودند : اولین برنامه­ی گروه  ، این هفته صعود به قله­ی برف­انبار است . پیش خودم فکر کردم فرصت خوبی برای آشنایی با اعضای گروه است .
برای حضور اعلام آمادگی کردم . خیلی دلم می­خواست بدانم در یک گروه کوهنوردی چه می­گذرد ؛ چون کوهنوردی­های من فقط با یکی دو نفر انجام می­شد . به نظرم هرچه تعداد زیادتر باشد ، سرعت کمتر می­شود . روز قبل از برنامه طی تماسی جویای جزئیات برنامه شدم . وقتی آقای خضری فهمیدند من در دره­ای بین دو روستای فردو و کرمجگان هستم به بنده فرمودند اگر بتوانی راهنمایی گروه را قبول کنی ، همنوردان را از همین راه ببریم . من هم قبول کردم . وای ترسی عجیب درونم را آزار می­داد .
ساعت 6 صبح از میدان مطهری با یک دستگاه ماشین ون و 10 نفر از همنوردان به سمت روستای شهید­پرور فردو حرکت کردیم . داخل ماشین همه­ی همنوردان صحبت می­کردند و خیلی خوشحال بودند که بعد از مدت­ها دور هم جمع شده­اند من خیلی ساکت و آرام نشسته بودم و داشتم روابط بین افراد را تجزیه و تحلیل می­کردم . ساعت 7:00 به روستای فردم رسیدیم . چندی پیش که به این­جا آمده بودم ، دوستم حرف جالبی به من زد . او می­گفت هر پیرزن و پیرمردی که در این روستا می­بینی مادر و پدر حداقل یک شهید هستند . یادمان باشد که به آن­ها خیلی احترام بگذاریم .
بعد از تعویض لباس­ها راه افتادیم . زمانی که داشتیم از روستا خارج می­شدیم و به سمت مسیر برف­انبار پیش می­رفتیم ،جلسه­ی معارفه انجام شد و همنوردان بار دیگر با نام هم آشنا شدند . در آن­جا آقای خضری با همنوردان صحبت کردند و آن­ها هم با تغییر برنامه و مسیر موافق بودند .
گروه متشکل از افراد زیر بود :
سرپرست : میثم خضری
راهنما و جلودار : محمد نادعلی­نسب
همنوردان : آقایان : رضا حبیب­نیا ، ابوالفضل حقیقت    بانوان : آسایی ، جندابلو ، نظری
عقب­داران : یاسر پورصدری ، روح­الله سخندان
عکاس : مصطفی معراجی
حرکت اغاز شد . حدود 10 دقیقه که گذشت ، گروه را به سمت راست داخل یکی از دره­های سرسبز و پرآب هدایت کردم . ساعت 8:30 دقیقه همنوردان مشغول صرف صبحانه شدند و این تعجب مرا بر­انگیخت ؛ چون من تا بحال در برنامه­های یک روزه همراه خودم صبحانه نمی­آوردم و آن را در منزل میل می­کردم ؛ دلیلم این بود که وقتمان تلف می­شود . به هر صورتی بود سریعاً صبحانه را میل کردند و راه افتادیم . بعد از طی مسافتی با شیب نسبتاً زیاد ، مسیر گروه را عمداً به سمت چپ تغییر دادم تا کمی همنوردان دست به سنگ شوند و من نیز آن­ها را از این نظر امتحان کنم .
15 دقیقه با سنگ درگیر شدند ، سپس به بالای یکی از گردنه­های مشرف به دره­ی خرمنگاه رسیدیم . ساعت 10:00 بعد از کمی استراحت و خوردن تنقلات و میوه از گردنه به سمت دره سرازیر شدیم . تمامی مسیر تا دره شن­اسکی بود که سرعت گروه را زیاد می­کرد .. ساعت 10:30 به دره رسیدیم و من به همنوردان گفتم که این­جا در این فصل سال یکی از زیباترین مکان­های طبیعی استان قم است . بعد از اتمام برنامه ، همه حرف مرا تأیید کردند.
دره­ای با جوی­های روان و پر­آب ، درختان سرسبز ( در فصل پاییز ! ) ، آبشارهای کوچک و بزرگ و صدای پرندگان مختلف . واقعاً زیبا بود . ساعت 12:30 دقیقه به محلی رسیدیم که به سه راه تبدیل می­شد . گروه می­بایست به سنت چپ ادامه­ی مسیر دهد و وارد دره­ی دیگری شود . بعد از 15 دقیقه استراحت گروه به حرکت خود ادامه می­دهد . این دره آب کمتری دارد ولی مسیر زیباییست . مدتی گذشت تا به گردنه­ی بعدی رسیدیم . از بالای گردنه­­ی دوم محل اقامه­ی نماز و صرف ناهار را به همنوردان نشان دادم . ساعت 14:00 به باغ نسبتاً بزرگی رسیدیم . افراد محلی به این مکان « زُنکو » می­گویند . منطقه­ی بسیار زیباییست . بالا­دست باغ ، کلبه­ای است که معمولاً آنجا استراحت می­کنم و به گروه نیز پیشنهاد دادم برای اقامه­ی نماز و صرف ناهار در این مکان توقف کنیم .
همنوردان سریعاً از آب قنات وضو گرفتند و مشغول ادای فریضه­ شدند . بعد از آن در محیطی گرم و صمیمی ناهار را میل کردیم . ساعات خوشی بود که به سرعت سپری می­شد .
رأس ساعت 16:00 همنوردان آماده­ی حرکت شدند . صف منظمی تشکیل شد و به سوی کرمجگان پیش می­رفت . بعد از 15 دقیقه راهپیمایی به باغ­های ناحیه­ی « کز دره » رسیدیم . مسیر را به سمت راست تغییر دادم و از روی تپه­های کوچکی به سمت کرمجگان پیش می­رفتیم . حدود ساعت 16:45 دقیقه باغ­های کرمجگان نمایان شد . در چهره­ی همنوردان نشاط و شادی موج می­زد . نشاط از این که یک برنامه­ی جدید و خاطره­انگیز دیگر تجربه کردند و آن را به خوبی پایان دادند .
همنوردان را به سمت یک از قنات­های روستای کرمجگان راهنمایی کردم تا هم آبی نوش­جان کنند و هم دست و روی خود را با آبی زلال شستشو دهند . پس از آن به سمت امام­زاده نورعلی (علیه­السلام) حرکت کردیم و رأس ساعت 17:30 دقیقه در کنار ماشین حاضر بودیم . همنوردان به سمت امام­زاده رفته و مشغول خواندن  نماز شدند . بعد از اقامه­ی نماز مغرب و عشاء سوار ماشین شدیم و به سمت قم راه افتادیم . در راه بازگشت آقای خضری به همنوردان بستنی دادند و به قول معروف همنوردان را مهمان کردند .
داخل ماشین به فکر فرو رفته بودم : « کوه رفتن با گروه کوهنوردی هم چیز خوبی است . اگر خدا بخواهد دلم دوست دارد باز هم با گروه­های این­چنینی هم­سفر شوم . امیدوارم همه­ی گروه­ها نیز مانند گروه ما باشند ، گرم و صمیمی » ..
و بالاخره در ساعت 19:00 به شهرمان رسیدیم و از همدیگر خداحافظی کردیم . همه­ی همنوردان از اولین برنامه­ی گروه رضایت کامل داشتند و این برای من باعث افتخار است .
                                                                                                
                                                                                                                                                                                              نگارنده : محمد نادعلی­نسب
 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط   |